فیلم استیو جابز
دومی که تیتراژ در پایان فیلم استیو جابز شروع شد، من دست به کیفم زدم و کاری را انجام دادم که بسیاری از افراد دیگر در تئاتر انجام دادند: آیفونم را روشن کردم. در حال حاضر، من در حال نوشتن این بررسی در مک بوک پرو هستم. بعدازظهر امروز، وقتی پسر شش سالهام را از مدرسه به خانه آوردم، سعی میکنم از خواستههای او برای بازی «جنگ ستارگان خشمگین» در آیپد رد کنم. بنابراین بله، استیو جابز زندگی من را تغییر داده است، همانطور که میلیون ها نفر دیگر را در این سیاره تغییر داده است. وسایلی که او ابداع کرد همان کاری را انجام می دهند که او امیدوار بود: آنها زندگی ما را آسان تر می کنند. آنها از نظر زیبایی شناسی جذاب هستند. آنها دوستان ما هستند .
تماشای کارتون جدید نیز برای کودکان در نماوا فراهم شده است.
فیلم هیجانانگیز دنی بویل که در پشت صحنه سه محصول کلیدی در اواخر دوران حرفهای جابز به نمایش گذاشته میشود، با عصبانیت بنیانگذار اپل دقایقی قبل از معرفی مکینتاش در سال 1984 شروع میشود، زیرا تیمش نمیتوانست بگوید: سلام." این حیرتانگیز و وسواسآمیز بود - ویژگیهایی که او به آنها شهرت داشت - اما همانطور که اکنون میدانیم او به چیزی هم علاقه داشت: این ایده از فناوری به عنوان یک همراه همیشگی و آرامش بخش.
برای تماشای این فیلم خارجی به سایت فیلم نماوا مراجعه نمایید.
همه اینها باعث میشود که او به سردی نسبت به نزدیکترین افراد زندگی واقعی - افرادی که واقعاً او را دوست داشتند - بیاعتنایی کند، تضاد بسیار جذابی است، یکی از بسیاری از مواردی که بویل، نویسنده، آرون سورکین و ستاره مایکل فاسبندر به خوبی به بررسی آن پرداختهاند. جاه طلبی وélan.
او اصرار داشت که کوچکترین جزئیات ارائههایش را مدیریت کند - اطمینان حاصل کرد که کنسول یک مکعب سیاه کامل است، تا میلیمتر، در سال 1988 در راهاندازی شرکت شکست خوردهاش، NeXT، یا زیردستان را نادیده گرفت که با خاموش کردن علائم خروج، کد آتش را نادیده بگیرند. در تئاتر به امید دستیابی به تاریکی دراماتیک برای رونمایی هایش. اما او نمیتوانست کنترل کند که چه کسی قرار است در لحظاتی قبل از روی صحنه رفتن به سمت او بیاید، یا چه میگوید، یا چه میخواهد، یا چگونه جرات میکند به مغز مهیب او حمله کند و ویران کند. می خواست این کار را انجام دهد این بود که نمای Zen را که با دقت ساخته شده بود، خنک نگه دارد.
در کنار تماشای آنلاین فیلم و سریال، دانلود فیلم نیز در سایت فیلم نماوا فراهم شده است.
آنها شامل یکی از بنیانگذاران و دوست قدیمی اپل، استیو وزنیاک (با هوش و حوصله عالی توسط ست روگن) هستند. مدیر عامل اپل، جان اسکالی (جف دنیلز)، شخصیت پدری که در نهایت با اخراج جابز بدنامی به دست آورد. و کریسان برنان (کاترین واترستون)، دوست دختر سابق جابز و مادر دخترش، لیزا، که او مدتها از پذیرفتن و یا حمایت مالی او خودداری میکرد. (هر سه بازیگر زن که نقش لیزا را در سنین مختلف بازی می کنند، بازی های هوشمندانه و متمایزی ارائه می دهند - مکنزی ماس در 5 سالگی، ریپلی سوبو در 9 سالگی و پرلا هانی-ژاردین در 19 سالگی.)
بهترین فیلم های ایرانی و فیلم سینمایی ایرانی در کنار ژانرهای دیگر قرار دارد.
و البته، خود فاسبندر نیز وجود دارد که واقعاً از هیچ نظر فیزیکی به جابز شباهت ندارد، بلکه تجسم انگیزه و بی قراری اوست. فاسبندر هرگز از ایفای شخصیتهای آسیبدیده یا دشوار – «شرم»، «12 سال بردگی»، حتی پیش درآمدهای «مردان ایکس» به عنوان یک مگنیتو جوان طفره نرفت، اما در اینجا، او چالش دیگری برای ایفای نقش یک شخصیت محترم و واقعی دارد. -شکل زندگی در طول 14 سال، از موهای بلند و پاپیون گرفته تا عینک و شلوار جین بابا. او هرگز از عناصر متکبر و نفرتانگیز رفتار این مرد کوتاه نمیآید، اما شدت حضور او و صراحتی در چشمانش وجود دارد که او را نه تنها قانعکننده، بلکه فرماندهنده میسازد. او برایش مهم نیست که شما او را دوست دارید یا نه، و این هیجان انگیز است.
در میان همه اینها کیت وینسلت در نقش جوآنا هافمن، زن دست راست آرام و در عین حال نیرومند جابز و صدای بسیار مورد نیاز عقل حضور دارد. وینسلت چند سخنرانی عالی دریافت می کند که با قدرت متقاعدکننده ای ارائه می کند. مبادلات او با فاسبندر از نکات برجسته فیلم و تقریباً یک عمل پرحاشیه است. این کار دشواری است که چنین دیالوگهای فشردهای را بدون دردسر به نظر میآورد، اما هر دو بازیگر این کار را انجام میدهند.
این یک فیلمنامه فوقالعاده سورکینی آرون سورکین است - مملو از انواع زنگها و چرخشهای هوشمندانهای که هرگز در زندگی واقعی به ذهنمان خطور نمیکند. روگن بهترین خط را تا پایان به دست می آورد، یکی که او در یک سالن شلوغ قبل از عرضه iMac در سال 1998 به جابز می پردازد: «شما می توانید در عین حال شایسته و با استعداد باشید. باینری نیست.» با زیبایی خودآگاه و بینش نافذ، این مفهومی است که کل فیلم را تعریف می کند.
فیلم های اکشن جدید و فیلم جنایی نیز در نماوا قرار دارد.
انرژی بیرحمانه است و بازیگران بیش از آنکه با چالشی که نهتنها با علامت تجاری سورکین همراهی میکنند، بلکه باعث آواز خواندن آن میشوند، مقابله کنند. اما از آنجایی که فیلم تقریباً به طور کامل در فضای داخلی اتفاق میافتد، راه رفتن و صحبت کردن بیوقفه - رفت و برگشت در راهروها، بالا و پایین پلهها و داخل و خارج از درها - تقریباً شبیه یک تقلید از سبک سورکین است. چیزی که وقتی «بال غربی» در اوج بود دیدیم.
انرژی بیرحمانه است و بازیگران بیش از آنکه با چالشی که نهتنها با علامت تجاری سورکین همراهی میکنند، بلکه باعث آواز خواندن آن میشوند، مقابله کنند. اما از آنجایی که فیلم تقریباً به طور کامل در فضای داخلی اتفاق میافتد، راه رفتن و صحبت کردن بیوقفه - رفت و برگشت در راهروها، بالا و پایین پلهها و داخل و خارج از درها - تقریباً شبیه یک تقلید از سبک سورکین است. چیزی که وقتی «بال غربی» در اوج بود دیدیم.
به لطف کارگردانی معمولی بویل، «استیو جابز» مطمئناً هرگز خسته کننده نیست. به ندرت نفس می کشد و مملو از اصطلاحات تخصصی پیشرفته است، اما هرگز احساس نمی کند که گرفتار شده است. راهروها با تصویرسازی جان می گیرند. لحظاتی از گذشته بهطور یکپارچه قطع میشوند و به زمان حال اطلاع میدهند، اغلب با گفتوگوهای همپوشانی. و تابش نورها و رعد و برق جمعیت می تواند آنقدر فراگیر باشد که باعث می شود احساس کنید شما هم آنجا هستید: در پرتگاه آینده.
و این به خودی خود نوعی تناقض جذاب است: اینکه فیلمی در مورد مردی که شیفته ظرافت و سادگی بود، باید پر از پرحرفی و جنجال باشد.
با این اوصاف، اگر اطلاعات زیادی در مورد حضور استیو جابز در «استیو جابز» ندارید، «استیو جابز» قصد ندارد به شما کمک کند. اگر درباره گاراژ در لوس آلتوس، کالیفرنیا، جایی که همه چیز شروع شد، یا دوستی طولانی و درهم تنیده او با وزنیاک نمی دانید، ممکن است پتانسیل کاوش در پیچیدگی های شخصیت جابز را از دست بدهید. یک قطعه همراه عالی میتواند مستند اخیر الکس گیبنی، «استیو جابز: مردی در ماشین» باشد که بیشتر همان زمینه را پوشش میدهد، اما به طور کاملتر. (اگر قبلاً این کار را نکردهاید، میتوانید فیلم زندگینامهای «جابز» در سال 2013 با بازی اشتون کاچر را نادیده بگیرید. اما این بیشتر گویا است که زندگی جابز الهامبخش سه ویژگی جداگانه در عرض چند سال بوده است.)
فیلمنامه سورکین در انتخاب این لحظات مهم در حرفه جابز و ساختار آنها به عنوان یک نمایشنامه سه پرده جسورانه است. مطمئناً این فیلم زندگینامه استاندارد، سطحی و گهوارهای که تلاش میکند بیش از حد را در بر بگیرد، بسیار ارجح است. تصور کردن «استیو جابز» بهعنوان یک اثر صحنهای، در واقع به دلیل پرحرفی تئاتر و مینیمالیسم طراحی صحنه، آسان است.
فیلم های کشور های مختلف از جمله فیلم ایرانی و سریال های جدید ایرانی نیز در نماوا فراهم شده است.
همچنین مقایسه بازی سورکین از جابز در «استیو جابز» با بازی او از مارک زاکربرگ در «شبکه اجتماعی» که در سال 2011 اسکار فیلمنامه اقتباسی را برای او به ارمغان آورد، آسان است. همدیگر، حتی اگر در مورد افراد زندگی خودشان بیش از کمی از نظر اجتماعی به چالش کشیده شوند. کنایه ممکن است بسیار غنی باشد، اما خوشمزه است - حتی اگر مردان مورد نظر می توانند آنقدر شریر باشند که اعمال آنها طعم بدی را در دهان شما به جا بگذارد.
این واقعیت که او سعی نمیکند این چهرههای معیوب و جذاب را بازخرید - یا حتی سعی نمیکند شما را به کوچکترین شکلی دوستشان داشته باشد - به خودی خود یک نوآوری است.